6
کاش از اول می دونستم تو مال دیگرونیکاش از اول می فهمیدم تو با من نمی مونی کاش از اول می دونستم تو سهم من نمیشیکاش می فهمیدم که تو از عشق من،گریزونیاز فکر و قلبم تو نمیری که به همین زودیتو اون فرشته پاکی که من فکر می کردم نبودی می دونم هر جا که هستی با هر کسی نشستیبه راحتی فراموشم میکنی تو به زودیاین...
7
من که از جنس تو بودم پای حرفای تو موندم چرا می گی ناگذیری من که هر چی گفتی خوندم هنوز یادم نرقته تو پر از عاشقی بودی منم هر چیزی که داشتم پای عشق تو نشوندم حالا می گی که ترانه ،واسه ما هیچی نداره یادته، یادته ترانه هامو واسه ،خاطرت سوزوندم تو چرا دلت گرفته چرا می گی تنها هستی من که تنها بودم اما تنه...
8
به پشت شام چشمانت چه دنیایی نهان داریبه روی مثل مهتابت نشان از آسمان داری دلم نجوا کند با من صدای دلنشینت را نوای دلنشینی را به سوز گوش و جان داریهمه شب زان مه روشن کشانی سوی خود مارارسم تا من به دامانت دو تاپای دوان داریلبت شیرین تر از شهد عسل بر کام ما باشدولی شیرین تر از آن لب خودی شیرین زبان دار...
11
غم مشکوک به قول قدیمی ها..کارم درست است ولیدکانم بدجاستساکت و سنگینم اماپشت سرم حرف بسیار است..مثل پیراهن مشکی وسط عقد کنانشیرینم امااعصاب همه را به هم میریزممثل شکری که در نمکدان ریختندیا کیک تولدی که مجلس ختم بردندخوب یا بدمردی زمینی ام که..هست و نیستشروی هواست...مثل ماچ سوم حین دیده بوسیکه بگیر ن...
12
وقتی رابطه تبدیل میشود به زندگی مشترک یک سری چیزها باید تغییر کند باید یاد بگیریم که گاهی پای بگذاریم روی تمایلاتمان.آدم است دیگر، یک روز حالش خوش نیست، یک روز هورمونهایش تنظیم نیست، یک روز صدایش را انداخته توی سرش اعصاب ندارد. یاد بگیریم زندگی مشترک میدان جنگ نیست که اره بدهی تیشه بگیری. اصلا وقتی ...
13
لعنت به آسمون / که تو پرنده شیلعنت به روزگار / که تو برنده شی لعنت به من به تو / به هر کی عاشقهلعنت به زندگی / به این مسابقههـــــــــــــــی هــــــــــــــیلعنت به حال بد / به این سکوتلعنت به آسمون / به این سقوطلعنت به چشم بد / به دلهرهلعنت به این غروب تلخ پشت پنجرههـــــــــــــــی هـــــــــــــ...
14
بهم گفت اعتراف كنگفتم ميترسم بميرمگفت چراگفتم ميترسم بميرم، مادرم بياد بالا سرم هي گريه كنه.دهنش خشك بشه، موهاش پريشون بشه، صورت زيباش بهم بريزه.."ميترسم بميرم پدرم بياد بالا سرم، ببينم كمرش خم شده، با دستش هي ميزنه تووو سرش، ميگه چشاتو وا كن بابا جان، چشاتو واكن عمر من.ميترسم رفيقم بياد بگه فلاني، ...
5 .
مرا ببخش بخاطر تمام حرفهايی که به تو نگفتم مرا ببخش بخاطر نداشتن واژه هايی زيبا تا ثابت کنم که هميشه با خود و با تو صميمی خواهم بود و اگر نمی توانی آنرا در عشقم حس کنی پشيمان هستم که به اندازه کافی نثارت نکردم اما بخاطر عشق خود پشيمان نيستم بخاطر احساس خود نيز پشيمان نيستم آنگونه که دستانت را لرز
6 .
کاش از اول می دونستم تو مال دیگرونی کاش از اول می فهمیدم تو با من نمی مونی کاش از اول می دونستم تو سهم من نمیشی کاش می فهمیدم که تو از عشق من،گریزونی از فکر و قلبم تو نمیری که به همین زودی تو اون فرشته پاکی که من فکر می کردم نبودی می دونم هر جا که هستی با هر کسی نشستی به راحتی فراموشم میکن
7 .
من که از جنس تو بودم پای حرفای تو موندم چرا می گی ناگذیری من که هر چی گفتی خوندم هنوز یادم نرقته تو پر از عاشقی بودی منم هر چیزی که داشتم پای عشق تو نشوندم حالا می گی که ترانه ، واسه ما هیچی نداره یادته، یادته ترانه هامو واسه ، خاطرت سوزو
8 .
به پشت شام چشمانت چه دنیایی نهان داری به روی مثل مهتابت نشان از آسمان داری دلم نجوا کند با من صدای دلنشینت را نوای دلنشینی را به سوز گوش و جان داری همه شب زان مه روشن کشانی سوی خود مارا رسم تا من به دامانت دو تاپای دوان داری لبت شیرین تر از شهد عسل بر کام ما باشد ولی شیرین تر از آن لب
9 .
جام دريا از شراب بوسه خورشيد لبريز است جنگل شب تا سحر تن شسته در باران خيال انگيز ! ما ، به قدر جام چشمان خود ، از افسون اين خمخانه سر مستيم در من اين احساس : مهر مي ورزيم پس هستيم ! ( فريدون مشيري ) + نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۹۵ساعت
10 .
يك آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يك لحظه بود آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي
11 .
غم مشکوک به قول قدیمی ها.. کارم درست است ولی دکانم بدجاست ساکت و سنگینم اما پشت سرم حرف بسیار است.. مثل پیراهن مشکی وسط عقد کنان شیرینم اما اعصاب همه را به هم میریزم مثل شکری که در نمکدان ریختند یا کیک تولدی که مجلس ختم بردند خوب یا بد مردی زمینی ام که.. هست و نیستش روی هواست... مثل ماچ سوم حین
12 .
وقتی رابطه تبدیل میشود به زندگی مشترک یک سری چیزها باید تغییر کند باید یاد بگیریم که گاهی پای بگذاریم روی تمایلاتمان. آدم است دیگر، یک روز حالش خوش نیست، یک روز هورمونهایش تنظیم نیست، یک روز صدایش را انداخته توی سرش اعصاب ندارد. یاد بگیریم زندگی مشترک میدان جنگ نیست که اره بدهی تیشه بگیری
13 .
لعنت به آسمون / که تو پرنده شی لعنت به روزگار / که تو برنده شی لعنت به من به تو / به هر کی عاشقه لعنت به زندگی / به این مسابقه هـــــــــــــــی هــــــــــــــی لعنت به حال بد / به این سکوت لعنت به آسمون / به این سقوط لعنت به چشم بد / به دلهره لعنت به این غروب تلخ پشت پنجره هـــــــــــــــی هـ
14 .
بهم گفت اعتراف كنگفتم ميترسم بميرمگفت چراگفتم ميترسم بميرم، مادرم بياد بالا سرم هي گريه كنه. دهنش خشك بشه، موهاش پريشون بشه، صورت زيباش بهم بريزه.."ميترسم بميرم پدرم بياد بالا سرم، ببينم كمرش خم شده، با دستش هي ميزنه تووو سرش،ميگه چشاتو وا كن بابا جان، چشاتو واكن عمر من.ميترسم رفيقم بياد بگه فلا