خرید بک لینک

درباره سایت

14 .

آخرین مطالب

امکانات وب

به پشت شام چشمانت چه دنیایی نهان داری

به روی مثل مهتابت نشان از آسمان داری

8 .

دلم نجوا کند با من صدای دلنشینت را

نوای دلنشینی را به سوز گوش و جان داری

همه شب زان مه روشن کشانی سوی خود مارا

رسم تا من به دامانت دو تاپای دوان داری

لبت شیرین تر از شهد عسل بر کام ما باشد

ولی شیرین تر از آن لب خودی شیرین زبان داری

وفاداری بود شرطی به راه راهبان عشق

تو گل گر بی وفا باشی زمستان و خزان داری

به صحرای خیال خود همیشه در کمین بودم

مگر صید پلنگی که شتاب آهوان داری

گشودی بال پروازت به سوی راه نا فرجام

چه دیدی بهر جانان که گریز از آشیان داری

کنون دانسته ام ای مرغک بی تاب

که گر افلاکی هم باشی رسوم خاکیان داری


برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 19:03

صفحه بندی